فرزاد فرزین: آنها کلاه برداراند! موسیقی ما - هنرمندان بسیاری هستند که از سوی مخالفانشان به عناوین مختلف مورد سوء استفاده قرار میگیرند و از نام و اعتبار آنها در جهت منافعی خاص استفاده میشود. این قبیل سوء استفادهها معمولا در فضای مجازی بیشتر و بیشتر است و همیشه درصد بالایی از مخاطبان چهره مورد نظر را نیز در بر میگیرد. ماجرای این سوءاستفادهها هم معمولا از سایتهای شخصی یا به قولی fan club هایی شروع میشود که به نام هنرمند مورد نظر، شروع به فعالیت و عضوگیری مینمایند. در سالهای اخیر نیز با رشد قارچوار شبکه های اجتماعی موج سوء استفادهها شکل جدیدتر و به قولی به روز تری را به خود گرفته و تا حدی ماجرا بیخ پیدا کرده که هر روز شاهد تکذیبیه یکی از هنرمندان مبنی بر بیاطلاع بودناش از صفحاتی که به نام او ثبت شده، هستیم. جدیدترین واکنش به این موج، از سوی فرزاد فرزین، خواننده پرطرفدار موسیقی پاپ انجام شده که ضمن تکذیب فعالیتاش در شبکههای اجتماعی، وجود هر گونه صفحه یا fan club در شبکههای اجتماعی را به شدت تکذیب کرد. این خواننده ضمن کلاه بردار خواندن صاحبان و گردانندگان این صفحات، گفت: «متاسفانه چند وقتی ست که برخی سود جویان با سوء استفاده از نام من اقدام به راه اندازی کلوپ هواداران و صفحه فیس بوک به نام من شدهاند و با ترفندهای مختلف سعی در اخاذی و مطالبات مالی برای عضویت در این سایتها شدهاند. من از طریق شما اعلام میکنم که هیچ صفحهای در این شبکه اجتماعی ندارم و هیچ صفحه طرفدارانی در این فضا متعلق به من نیست و کسانی که به اسم من اقدام به راه انداختن چنین صفحاتی کردهاند، کلاهبردارانی هستند که از این راه در پی رسیدن به مقاصد خودشان هستند.» این خواننده پس از اجرای موفقاش در تهران، برنامههایی را در رشت، گرگان، شیراز، بندر عباس و ابادان ترتیب داده که به دیدار مخاطباناش در سایر شهرستانها نیز برود. فرزین همچنین خبر از اتمام ضبط آلبومش داد و اینکه به محض تکمیل شدن نسخه نهایی و ریزه کاریهای انتهایی آلبوم، سعی دارد اوایل تابستان، آلبوم جدیدش را در بازار موسیقی کشور منتشر کند. منبع : تماشا
درباره ویلن بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب ... یانی کریسومالیس در ۱۴ نوامبر سال ۱۹۵۴ (۲۳ آبان ۱۳۳۳ ) در شهر کالاماتای یونان به دنیا آمد و دوران کودکی و نوجوانی اش را در شهر زیبا و کوهستانی کالاماتا گذراند. ![]() بیژن مرتضوی ویولنیست، خواننده و ترانهسرای ایرانی است. سبک موسیقی او در آثار بیکلامش ترکیبی از موسیقی سنتی ایرانی و موسیقی پاپ است. تاکنون ۸ آلبوم از وی منتشر شده است و با وجود این که آلبومهای او حق انتشار در ایران را ندارند قطعات بی کلام او بارها از تلویزیون ایران پخش شده است.
بیژن مرتضوی در شهرستان بابل متولد شد. او نواختن ویولن را از سه سالگی آغاز کرد. در تهران تحت نظر پنج تن از معتبرترین اساتید ویولن ازجمله عادل کریمی نیا به یادگیری این ساز مشغول شد و تکنیکهای ویژهای همچون بداهه سازی (و بداهه نوازی) ارکستراسیون: ترتیب و تنظیم: گام ربع پرده و غیره را آموخت. در سن هفت سالگی او با استعداد یادگیری نواختن پیانو گیتار سازهای کوبهای و سازهای زهی موسیقی سنتی مانند عود تار و سنتور را فرا گرفت.او در یازده سالگی مقام نخست مسابقه کشوری موسیقی دانش آموزان در ایران را کسب کرد.او تنها چهارده سال داشت که یک گروه ارکستر ۳۲ نفری تشکیل داد و ساختههای خود را در اردوی معروف تابستانی "رامسر" در ایران اجرا کرد. سامول يروانيان در 25 ژانويه 1966 در ایروان جمهوری ارمنستان متولد شد . او در سن 7 سالگی فراگیری موسیقی را تحت تعلیم " استاد آرمن میناسین " قرار گرفت. وی در اکثر مسابقاتی که تا بحال شرکت کرده موفق شده تمام جوایز اول را در گروه سنی خودش کسب کند
موسیقی سنتی ایران از دستگاهها، ملحقات یا متعلقات و گوشه های موسیقی تشکیل شده است. دستگاه از دو واژی (دست)و (گاه)تشکیل شده و مانند لغت پهلوی ((دستان)) در موسیقی دوران ساسانی، به نوعی موسیقی که با دست اجرا می شود، اشاره می کند.
دستگاه شور(شامل 15 گوشه) دستگاه سه گانه( 10 گوشه) آواز افشاری(9 گوشه)
آواز بیات ترک(12 گوشه)
آواز دشتی(9 گوشه)
آواز ابوعطا(9 گوشه)
دستگاه چهار گانه( 10 گوشه) دستگاه همایون( 12 گوشه)
آواز اصفهان (11 گوشه)
دستگاه ماهور( 20 گوشه) دستگاه نوا( 14 گوشه)
موسيقي از دو بخش تئوري يا نظري و عملي تشكيل شده است. دانستن آنچه مي نوازيم يا مي شنويم همان اندازه مهم است كه در هنگام صحبت كردن بايد مفهوم كلمات يا جملات را بدانيم. يك نوازنده خوب اگر نتواند مطالبي كه مورد استفاده قرار مي دهد را تجزيه و تحليل كند، به يك مجري بدون علم و دانش تبديل مي شود و با كسي كه از لحاظ تئوري موسيقي آگاهي دارد و نوازندگي را خوب مي داند، قابل مقايسه نيست. شعر گفتن بدون دانستن دستور زبان ممكن است ولي در جايي محدود مي گردد. نواختن و آهنگسازي نيز چنين است. پس چه بهتر كه به موازات نواختن ساز، از تئوري موسيقي نيز آگاهي داشته باشيم. در اين جا به نكاتي اشاره مي كنيم كه در موسيقي ايراني مورد استفاده قرار مي گيرند و پس از آن به تئوري موسيقي به صورت كامل مي پردازيم.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب ...
اندی هوک 39 ساله (Andy Hoke) ) در مدت 60 ساعت و 36 دقیقه با اجرای بیش از 1000 آهنگ در کافه Thunderbird طولانی ترین مدت زمان گیتار زدن ررکورد ا در جهان از آن خود کرد. این رکورد را اندی هوک ساله نخستین بار در فوریه 2007 پس از 48 ساعت گیتار زدن به دست آورد.که در 24 ژوئن 2008 یک موسیقی دان 14 ساله هندی به نام آکاش گوپتا( Aakash Gupta) پس از 53 ساعت و چهار دقیقه گیتار زدن این رکورد را شکست.و حال اندی هوک با تلاش فراوان توانست این عنوان را یکبار دیگر از آن خود کند. ![]() اندی هوک :: AndyHoke
برخی قوانین برای این رکورد که باید اجرا میشد عبارت بودند از:
وي با اولين استاد فلامنكو خود خوان آلبا (Juan Alba) در سن 21 سالگي آشنا شدند و 5 توكه از توكه هاي معروف اسپانيايي را نزد ايشان آموختند . ضمن آنكه ايشان به موازات گيتار فلامنكو به يادگيري گيتار كلاسيك نيز ادامه مي دادند . ايشان همچنين مدتي نزد آليريو دياز (Alirio Diaz) گيتاريست به نام ونزوئلايي كه در اين اواخر دستيار سگو ويا بوده است درسهايي را به صورت خصوصي فرا گرفتند . سپس از توصيه هاي تخصصي جوليان باي زنتين (Jullian Byzentin) كه از شاگردان ممتاز جوليان بريم مي باشد براي مدت كوتاهي استفاده مي كند . از سالهاي 45 تا 48 ايشان 4 مدال طلاي نوازندگي گيتار از مسابقات دانشگاهها و اموزشگاههاي عالي كشور كسب كرده است .ضمن آنكه ايشان جايزه ويژه داوران كنگره دانشجويي (دانشجويان خارجي ) را در مادريد كسب كرده است . در بين سالهاي 1355 تا 1357 از محضر ژان دورينگ (Jean During) كه از شاگردان نارسيسو يپس (Narciso Yepes) و شاگرد ممتاز كنسرواتوار پاريس بود استفاده كردند و ايشان بين سالهاي 1343 تا 1354 بيش از ده كنسرت گيتار به صورت تكنوازي و همنوازي (دوئت ) اجرا كرده است . سيمون آيوازيان داراي درك دكتري معماري و هنر و فوق ليسانس تحليل و بررسي تمدنهاي اسلامي از سوربن مي باشد و همچنين استاد دانشگاه هنرهاي زيباي تهران و عضو هيئت علمي دانشگاه و مدرس رشته ليسانس كاربردي موسيقي در هنرستان مي باشد . ايشان حدود 40 سال است كه به تدريس گيتار در آموزشگاهها و دانشگاهها ، هنرستان و كنسرواتوار پرداخته و مي پردازد و همچنان نيز به اشاعه هنر گيتار كلاسيك و فلامنكو در اين مرز و بوم مي پردازد. آخرين كنسرت ايشان در ارديبهشت ماه 1354 در سالن دانشكده هنرهاي زيبا بوده است كه به صورت CD در دست اصلاح براي تهيه و تكثر قرار دارد. ![]() دو شنبه 16 خرداد 1390برچسب:, :: 12 قبل از ظهر :: نويسنده : ستاره
farruca:Am-Em-Dm
نام واقعي : John Baptist Reinhardt جان باپتيست راينهارت ( جان باپتيست به معناي يحيي تعميد دهنده است ) .
تولد : 23 ژانويه 1910 در Liverchies, Belgium
مرگ : 16 مي 1953 در Fontainebleau, France رسته موسيقي : Jazz استيل : Gypsy , Swing ساز : ويولن ، بانجو ، گيتار آكوستيك كه كاسه بسيار بزرگي دارد و مخصوص اين سبك است . گيتار الكتريك . جنگو راينهارت اولين كسي بود كه موسيقي جزي Jazz را در اروپا پديدار كرد كه از توان و نفوذ زيادي برخوردار بود كه تا به امروز هم به جرات مي توان ادعا كرد اين نفوذ وجود دارد . همكار وي استفان گراپلي
Stephane Grappelli كه در گروه او ويولن مي نواخت و از نواختن وي همين بس كه ساز زدن وي را به خراميدن روي ويولن تشبيه كرده اند .
راينهارت آدمي سرگردان و يك كولي واقعي بود كه در موسيقي وي كاملاً اين موضوع نمود دارد . روح كولي را در پس موسيقي شاد و ريتم سريع دو ضربي موسيقي وي مي توان ديد كه چنان از غم چهره اش چروكيده شده كه ، زباني براي بيان آنچه بر او رفته جز موسيقي نمي يابد . راينهارت با روشي كاملاً يگانه كه در عين فروتني با گيتار آكوستيك خط اول جبهه موسيقي جز در Jazz combo ( گروه كوچك موسيقي جز ) مي نواخت سعي در گسترش اين نوع موسيقي داشت . او مي خواست سرور آميز باشد او سولوهاي شگفت خود را بر روي دو گيتار همراهي كننده و باس سوار كرد ؛ به همراه استفان گراپلي نوازنده ويولن . او با قدرت بسيار زيادي گروه را به پيش مي برد و سعي او در هر اجرا بر بالاتر رفتن كيفيت كاري گروه بود . راينهارت و گروهش اثري بر روي موسيقي جز گذاردند كه بعدها به موسيقي Country معروف شد . هر چند او سواد موسيقي نداشت اما به همراهي گراپلي به ساختن قطعات بكر و بديعي چون : Daphne ، Nuages ، Manoir de mes reves ، و سوئينگ : Minor Swing و قطعه اي با كلام به نام Stomping At Decca پرداخت . رالف گليسون در مورد جنگو گفته است : " او اروپايي بود ، او فرانسوي بود ، او خود جز بود ! "
يك ويولونيست و بعداً گيتاريست ، ژان باپتيست راينهارت ( جنگو ) در يك كمپ كولي در نزديكي پاريس بزرگ شد جايي كه او ذات كولي را در موسيقي خويش هضم كرد . آتش خانمان سوز كاروان در سال 1928 دست چپ وي را به شدت سوزاند و او را از استفاده از دو انگشت دست چپش 3 و 4 محروم كرد ! اما راينهارت نابغه از پاي نياستاد و و فرم جديدي از انگشت گذاري را پايه گذاري كرد كه همانند موسيقي اش بكر و بديع است . در زمان بهبودي دست وي و دوران نقاهت راينهارت با موسيقي جز آمريكايي آشنا شد ؛ زماني كه يك صفحه با دور 78 از لوئيس آرمسترانگ Louis Armstrong به نام Dallas Blues را از يك بازارچه خريداري كرد . ساز زدن وي در كافه ها تا سال 1934 ادامه داشت تا يك روز رئيس هات كلابي كه جنگو در آن مي نواخت به وي پيشنهاد كار تجاري داد . پس آن يك گروه پنج نفري (Quintette ) در فرانسه و جهان مطرح شد . تمام كارهاي وي بسيار با شكوه بودند و توسط دو كمپاني Decca و HMV ركورد شدند .
زماني كه جنگ در سال 1939 شروع شد اين گروه پنج نفره تقريباً از هم گيسخت . او و گراپلي به لندن رفتند . وي به فرانسه بازگشت و گروهش در لندن باقي ماند . در سالهاي جنگ او يك Big Band را رهبري مي كرد . يك گروه پنج نفري ديگر به همراهي Hubert Rostaing نوازنده كلارينت به جاي گراپلي ويولونيست را سازماندهي كرد . زماني كه پاريس آزاد شد اين گروه با جزمنهاي Jazzmen آمريكايي مانند :
Mel Powell, Peanuts Hucko and Ray McKinley
همراهي و همكاري كرد .
در 1946 راينهارت با گيتار الكتريك توي در آمريكا به عنوان گيتاريست سولو گروه نوازنده پيانو و آهنگساز Duke Ellington داشت كه در آن نتوانست نمايشي قدرتمند ارائه دهد . بعضي از قطعات وي كه با گيتار الكتريك ضبط شده است به دليل برخورد وي با زندگي دشوار و پر فراز و نشيب و ناهمخواني صداهاي گيتار الكتريك با موسيقي وي تقريباً مملو از صداهاي شلوغ و نا همگون است . اين زمان يك دنياي جدا از سرخوشي قديمي وي بود .
در هر حال در ژانويه 1946 راينهارت و گراپلي با هم شروع به كار كردند . در دهه 1950 راينهارت بيشتر به خلوت خود فرو رفته بود . به اروپا بازگشت و نواختن و ضبط كردن را از سر گرفت و اين تا زمان مرگ وي در 1953 ادامه داشت . قطعات ضبط شده وي در دهه 30 ( 1930 ميلادي ) ميراثي بس گرانبهاست . چنانكه هنوز نواي جنگو در گروه ها و موسيقي كولي شنيده مي شود . گروههايي همچون Rosenberg Trio و نوازنده Roman ، Richard S . Ginell
.
![]()
نرمان كازينز در كتاب جالبش (تشريح يك بيماري ) داستان آموزنده اي در باره پابلو كاسالز موسيقيدان بزرگ قرن بيستم تعريف ميكند . داستاني است از ايمان و تجديد حيات كه ميتوان از آن درسها گرفت .
كازينز جريان ملاقاتش با كاسالز را كه كمي قبل از جشن تولد 90 سالگي وي انجام شده بود شرح ميدهد . ميگويد آن روز ديدن پيرمرد كه روزي تازه را آغاز ميكرد تا حدي دردناك بود .ضعف پيري و بيماري آرتريت ، طوري او را از پا در آورده بود كه براي پوشيدن لباس نياز به كمك داشت . با پاهايي لرزان قامتي خميده و سري فرو افتاده راه ميرفت . دستهايش ورم كرده و انگشتانش خشكيده بود. بسيار پير و بي اندازه خسته بنظر ميرسيد .پيش از آنكه لب به غذا بزند به سمت پيانو براه افتاد. پيانو از جمله سازهايي بود كه در نواختن آن مهارت داشت. با دشواري بسيار خود را پشت صندلي پيانو جا داد. با تلاش و تقلاي فراوان انگشتان متورم و خشكيده اش را به سوي كلاويه هاي پيانو كشاند. آنگاه معجزه اي رخ داد. كاسالز ناگهان در برابر چشمان حيرت زده كازينزدگرگون شد .حالت روحي نيرومندي پيدا كرد كه گويي در جسم او نيز اثر بخشيد و شروع به حركت و نواختن كرد سرعت و نرمش حركات بدن و انگشتانش چنان بود كه فقط از يك پيانيست جوان سالم و قوي با بدني نرم ساخته بود. كازينز ميگويد: انگشتانش همچون شاخه درختي كه در برابر گرماي روحبخش خورشيد قرار گيرد به نرمي از هم باز شد و بطرف كليد ها رفت. قامت خود را راست كرد . گويي به راحتي نفس ميكشيد. فكر نواختن پيانو روحي تازه به او داده بود كه جسمش را نيز زنده كرده بود. ابتدا آهنگي از باخ را با ظرافت و مهارتي كم نظير نواخت . سپس به يكي از كنسرتوهاي برامس پرداخت. انگشتانش گويي در روي كليد هاي پيانو با يكديگر به مسابقه برخاسته بودند. كازينز مينويسد: بدن او بكلي در موسيقي ذوب شده بود. ديگر از آن بدن خشك و چروكيده اثري نبود. بلكه نرم و شكوهمند و فارغ از بيماري آرتريت مي نمود. هنگامي كه از پشت پيانو برخاست بكلي با زمانيكه پشت پيانو نشست فرق داشت. قامتش كشيده تر و بلند تر بنظر مي آمد. از قدمهاي لرزانش اثري بر جا نبود. بيدرنگ به سوي ميز صبحانه شتافت . با اشتها غذا خورد و آنگاه براي قدم زدن به ساحل دريا رفت .
واقعا موسيقی چه ويژگی ها يی دارد كه موجب پيدايش چنين تاثيراتی در افراد می شود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گام چيست ؟ فوايد گام نوازی و معرفی انواع آن: برای ساختن يک ملودی در مفهوم اوليه و کلاسيک آن همواره از مجموعه نتهای که با هم در ارتباط ثابتی قرار دارند استفاده ميکنيم.تعداد اين نتها هفت ؛ و ارتباط آنها در فاصله پرده ای بين آنهاست. پیانو یکی از سازهای صفحهکلیددار و مشهورترین آنها است. صدای پیانو در اثر برخورد چکشهایی با سیمهای آن تولید میشود. این چکشها در اثر فشردهشدن کلیدها (کلاویهها) به حرکت در میآیند. سیمهای پیانو به صفحهای موسوم به «صفحهٔ صدا» متصل شدهاند که نقش تقویتکنندهٔ صدای آنها را دارد. فرزاد*****شلیک*****فرزین فرزاد فرزین درباره وبلاگ ![]() موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
![]() نويسندگان
|
|||||||||||||||||||||
![]() |